به مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره هم آفرین خوش آمدید

مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره هم آفرین

نشخوار فکری چگونه ما را مستعد ابتلا به اختلالات روانی میکند؟

نشخوار فکری به عنوان اشتغال دائمی به یک اندیشه یا موضوع و تفکر درباره آن شناخته می‍شود. نشخوار فکری طبقه‌ای از افکار آگاهانه است که حول یک محور مشخص و معمولی می‌گردد و بدون تقاضاهای محیطی فوری وابسته به آنها این افکار تکرار می‌شود. نشخوار فکری تکرار شونده است، بر علل و نتایج علایم تمرکز دارد، مانع حل مساله می‌شود و به افزایش افکار منفی می‌انجامد. تعاریف گسترده‌ی دیگری نیز ذکر شده‌است، برای مثال نشخوار را افکار آگاهانه‌ای تعریف کرده‌اند که در حوزه یک موضوع معین، پیوسته تکرار می‌شوند و حتی در نبود محرک‌های پدید آورنده آنها فعال هستند.

بیماری روان‌تنی

این نوع تفکر در برخی اختلالات هیجانی نظیر افسردگی، وسواس، اضطراب فراگیر و اختلال استرس پس از سانحه مشاهده می‌شود. نشخوار یک پاسخ نسبتا رایج به خلق منفی است. محتوای نشخوار ممکن است هم کلامی و هم تصویری باشد و نشان داده شده است که در افراد افسرده و غیرافسرده مشابه است. افکار نشخواری به وسیله سوالاتی از نوع «چرا» مشخص می‌‍شوند، برای مثال چرا این اتفاق برای من رخ داد؟، چرا من احساس افسردگی می‌کنم؟ و چرا احساس می‌کنم هیچ چیز را دوست ندارم؟

تحقیقات عواملی نظیر اختلالات هیجانی، والدین بیش از حد کنترل‍گر و یا طردکننده، تجربه‌ی آزار جنسی، هیجانی و جسمی در دوران کودکی را بعنوان عوامل مرتبط با نشخوار در بزرگسالی معرفی کرده‌اند. علاوه‌براین مطالعات دیگری در بررسی رابطه‌ی نشخوار و افسردگی مشاهده کرده‌اند که در بیمارانی که قبلاً افسردگی را تجربه کرده‌اند، عواطف منفی رابطه معناداری با نشخوار و علایم افسردگی نشان می‌دهد. تحقیقات دیگر نیز نشان داده‌اند که نشخوار با سطوح بالاتر علایم افسردگی مرتبط است و تمایل بیشتر برای نشخوار فکری با نیاز بیشتر برای درک موقعیت، اهمیت فردی موقعیت و راهبرد‌های تحلیل موقعیت همراه است، هم‌چنین بیماران نشخوار کننده فکری تصوری غلط دارند منبی بر اینکه نشخوار فکری بینش روان‌شناختی بهتری را در آن‌ها رقم می‌زند.

نشخوار فکری و افسردگی

نظریات زیادی وجود دارند که نشخوارفکری را از علل مهم در شروع تداوم افسردگی میدانند. در این نظریات، نشخوار عبارت است از فکر مکرر در مورد علت‌ها، پیامد‌ها و علایم عاطفه منفی شخص که شروع و تداوم افسردگی را پیش‌بینی می‌نماید و خلق و تفکر منفی را تشدید می‌کند.

نشخوارفکری بوسیله چهار مکانیسم میتواند افسردگی را طولانی کند: نخست، نشخوار اثرات خلق افسرده بر روی تحریف‌های شناختی را افزایش می‌دهد و ارزیابی منفی از شرایط فعلی (مبتنی بر خاطرات فعال شده به وسیله خلق افسرده) را نیرومند می‌سازد. دوم، نشخوار به وسیله‌ی افزایش بدبینی و تفکر جبری در حل مساله اثر بخش تداخل می کند. سوم، نشخوارفکری رفتار سازنده را مختل می‌کند، و سرانجام، افرادی که به طور مزمن نشخوار می‌کنند حمایت اجتماعی را از دست می‌دهند که این موضوع به نوبه خود افسردگی‌شان را تغذیه می‌کند. این پیامد‌های نشخوارفکری احتمالاً سبب می‌شود که علایم آغازین افسردگی شدیدتر شود و به سمت دوره‌های افسردگی اساسی حرکت نماید و به علاوه، دوره‌های افسردگی اخیر را نیز طولانی‌تر کند. مطالعات دیگر در زمینه پاسخ‌های نشخواری به خلق افسرده نشان داده‌اند که نشخوار پیامدهای منفی بر روی تفکر، انگیزش ، تمرکز، حل مساله، رفتار سازنده و حمایت اجتماعی دارد.

محتوای افکار نشخواری

نظریات مختلف پیش‌بینی‌های متفاوتی از محتوای افکار نشخواری داشته‌اند. بعضی مدل‌ها معتقدند نشخوار برروی حالات و یا شرایط احساسی که هیجان منفی ایجاد می‌کنند، متمرکز است (نشخوار درمورد غمگینی، نشخوار استرس‌محور، مدل‌های پردازش پس از واقعه)، برخی دیگر اظهار می‌کنند که نشخوار برروی ناهمخوانی بین حالت آرمانی و فعلی شخص تمرکز می‌کند و بعضی دیگر کانون توجه نشخوار را بطور گسترده‌تری هر نوع اطلاعات خودارجاعی، به‌ویژه اطلاعاتی که به احساس موقعیت فعلی کمک می‌کند، می‌دانند. علاوه‌براین مدلهای دیگری نیز بیان می‌کنند که موضوعات منفی درباره‌ی کنترل‌ناپذیری و آسیب در فراشناخت‌ها بیشترین اهمیت را دارند. درعمل مطالعات کمی به تحلیل محتوای افکار نشخواری پرداخته‌اند، اما موارد زیادی که بعنوان علت نشخوار شمرده شده‌اند گزارش شده است، از آن جمله جستجوی تسریع‌کننده‌ها یا منابع پریشانی اخیر یک مولفه‌ی افکار نشخواری است. هم‌چنین این مدل‌ها بیان می‌کنند که اگرچه نشخوار ممکن است تلاش برای حل مسأله را شامل شود، اما تحقیقات نشان داده‌اند که نشخوار در مقایسه با دیگر فرایندهای فکری تکراری، نظیر نگرانی کمتر روی حل مسأله متمرکز است و با اطمینان پایین در توانایی برای حل مسأله همبسته است.

پیامدهای منفی نشخوار فکری

در مرور پیامدهای منفی نشخوار، این موارد فهرست شده: 1) احساسات منفی و علایم افسردگی 2)تفکر جهتدار منفی 3) حل مسأله ضعیف 4) انگیزش آسیب‌دیده و بازداری رفتارهای سودمند 5) تمرکز آسیب‌دیده 6) استرس افزایش‌یافته و مشکلات خاص (تهدید شدن سلامت فیزیک، روابط اجتماعی آسیب‌دیده، استرس و سازگاری هیجانی مختل). هم‌چنین از یک دیدگاه کاربردی نشان داده شده که نشخوارفکری، بهبود افسردگی را طی درمانهای روانشناختی نیز به تأخیر می‌اندازد.

افراد مستعد نشخوار اغلب بیان می‌کنند که سعی می‌کنند مشکلاتشان را بفهمند و حل کنند، ولی نشخوار در حل سازنده‌ی مساله تداخل ایجاد می‌کند. حتی وقتی نشخوارکننده‌ی افسرده، یک راه‌حل سازنده برای مشکل ارائه می‌دهد، نشخوار ممکن است او را از اجرای آن بازدارد. یکی از راه‌هایی که پاسخ‌های نشخواری به خلق افسرده ممکن است با حل مسأله موفقیت‌آمیز تداخل کند، تضعیف انگیزش و خلاقیت است. نشخوار تمرکز شخص برروی علایم افسردگی را تداوم می‌بخشد، که ممکن است افراد مبتلا به افسردگی مزمن را متقاعد کند که آنها فاقد اثربخشی لازم برای درگیر شدن در رفتار سودمند نظیر مشارکت در فعالیت‌های آرام‌کننده خلق هستند. در حقیقت، نتایج مطالعات نشان می‌دهد افرادی که روی خود و احساساتشان در بافت خلق منفی متمرکز می‌شوند، انگیزش خیلی کمتری برای آغاز کردن رفتار سازنده نشان می‌دهند. برای مثال یک مطالعه نشان داده که اگرچه افراد دارای افسردگی مزمن که دارای نشخوار فکری بالایی بودند تصدیق می‌کنند که فعالیت‌های خوشایند منحرف‌کننده حواس ممکن است خلقشان را تغییر دهد، ولی نسبت به انجام آنها بی‌میل می‌باشند.

کارکرد  نشخوار فکری

نشخوار در واقع یک راهبرد تنظیم هیجان گمراه‌کننده است، زیرا افرادی که در آن درگیر می‌شوند معتقدند به آن‌ها کمک خواهد کرد تا مشکلاتشان را حل کنند و وقایع آسیب‌زا را پردازش کنند. درچارچوب تنظیم هیجان و مقابله، نشخوار بعنوان یک راهبرد مقابله‌ای اجتنابی مشخص شده‌است. افرادی که زیاد نشخوار می‌کنند ممکن است از تجربه‌ی خصوصی عاطفه‌ی منفی از طریق نشخوار اجتناب کنند و همچنان به نشخوار بپردازند،  که این حالت در حقیقت خلق منفی‌شان را بدتر می‌کند. شواهد دیگری از رابطه بین نشخوار و راهبردهای اجتناب هیجانی به دست آمده است، برای مثال نشخوار باعث افزایش سوءمصرف الکل شده که خود از راهبردهای اجتنابی می‌باشد.

تجربه‌ی مستقیم هیجانات، برعکس اجتناب با پیامدهای بهتری نسبت به فکر کردن به علل و پیامدهای وقایع همبسته است و در همین راستا، آموزش بهوشیاری نیز باعث کاهش نشخوار در افراد مبتلا به اختلال خلقی گردیده‌است. براساس این یافته‌ها احتمال دارد که نشخوار از تجربه‌ی انطباقی‌تر عاطفه منفی مانع شود و این مسأله افسردگی را تداوم بخشد.

منابع

Nolen-Hoeksema, S., Wisco, B. E., & Lyubomorsky, S. (2008). Rethinking Rumination. Perspective on Psychological Science, 3, 400-424.

Nolen-Hoeksema, S. (2000). The role of rumination in depressive disorders and mixed anxiety/depressive symptoms. Journal of Abnormal Psychology, 109(3), 504-511.

Papageorgiou, C., & Siegle, G. J. (2003). Rumination and depression: Advances in theory and research. Cognitive Theory and Research. 27, 243-245.

Papageorgiou, C., & Wells, A. (2003). An empirical test of a clinical metacognitive model of rumination and depression. Cognitive Theory and Research. 27, 261-273.

Raes, Filip. (2010). Rumination and worry as mediators of the relationship between self-compassion and depression and anxiety. Personality and Individual Differences. 48, 757–761.

Rude, S. S., Maestas, K. L., & Neff, K. (2007). Paying attention to distress: What’s wrong with rumination? Cognition and Emotion, 21(4), 843-864.

Simos, G. (2009). Cognitive behavioral therapy, depressive rumination and metacognition. In G. Sin (Ed). Cognitive behavior therapy: A guide for practicing clinician (pp. 18-33). New York Routledge.

Smith, J. M., & Alloy, L. B. (2008). A roadmap to rumination: A review of the definition, assessment, and conceptualization of this multifaceted construct. Clinical psychology Review, 29, 116-128.

مقالات مرتبط با نشخوار فکری :

یک نظر

  • علی احمدی گفت:

    ارتباط نشخوار فکری با وسواس در چیست؟

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *